گرد آورد. او فهرستي از منابع اصلي خود ميدهد، كه در متن با حروف معيني به آنها ارجاع شده است. من اين منابع را به همان ترتيب خود او فهرست كردهام و نام موٴلفان را، هرجا كه او فراموش كرده يا معين نبوده، در داخل كروشه آوردهام (گاه ممكن است اشاره به مأخذ ديگري با همان عنوان بوده باشد).
منابع ذكر شده در مقدمه: قانون ابنسينا (يازدهم ـ1)؛
ذخيرهٴ اسماعيل جرجاني (دوازدهم ـ1)؛
مختارات ابنهبل (دوازدهم ـ2)؛ اﻹرشاد [ابنجامع، دوازدهم ـ2]؛ الملكي عليبن عباس (دهم ـ2)؛ موجز [ابننفيس، سيزدهم ـ2] ؛ مفردات مالقي (؟)؛ منهاج الدكان
كوهين عطار (سيزدهم ـ2)؛
منهاج ابن جزله (يازدهم ـ2)؛
حاوي نجمالدين سمرقندي [فكر ميكنم حاوي صغير محمدبن الياس شيرازي (چهاردهم ـ1)] ؛
زهراوي [احتمالاً اشاره به ابوالقاسم زهراوي، دهم ـ2)است]؛ بستانالاٴطبا(؟)؛ اَقرابادين
ابنتلميذ (دوازدهم ـ1)؛
دستور مارستاني داودبن سليمان (سيزدهم ـ1)؛
مقالهٴ رازي (نهم ـ2). بيشك اين موٴلف ترك (يا قفقازي) كتابخانهٴ پزشكي خوبي داشته است!
حاجي پاشا
خضربن علي آيديني، عموماً معروف به حاجيپاشا، پزشك و متكلم ترك كه به عربي و تركي مينوشت (وفات: 1417م / 820 ه ق)
او در قونيه به دنيا آمد و در همانجا تحصيل كرد. در قاهره به تحصيل فقه و كلام پرداخت. بيماري سختي علاقهٴ او را به طب جلب كرد و او در آن زمينهٴ تازه چنان به خوبي پيشرفت كرد كه سرانجام، رئيس پزشكان بيمارستان بزرگ قاهره، يعني بيمارستان منصوري شد (كه منصور قلاون آن را در حدود 1284م تأسيس كرد؛
¿ مقدمه 2، ص1063). پس از مدتي، به قونيه بازگشت و سپس، در حدود 797 از سوي آيدين اغلو محمدبيگ به آيدين (ترالس باستاني در لوديه) دعوت شد. او در بِرگي (پِرگاي قديم مقر باستاني امراي آيدين) مقيم شد تا در سال 820 ه ق در آنجا درگذشت و در گورستان هزرليك، درهمان نزديكي دفن شد.
او حاشيهاي بر شرح مطالع اﻷنوار فيالمنطق اثر اُرمَوي1 بر
منطق فخرالدين رازي نوشت و شرحي بر اٴنوارالتنزيل بيضاوي (سيزدهم ـ2) را به نام عيسي بيگ پسر آيدين اوغلو محمدبيگ، سلطان آيدين تأليف كرد. بدين ترتيب، علاقهاش را به منطق و
قرآن نشان داد، همچنانكه ساير آثارش نشانهٴ گرايش او به تصوف و شعر است.